تکرار الگوهای موفق برنامهسازی و خلق نسخههای مقلد از آثار پرمخاطب، به رویکردی رایج در صداوسیما تبدیل شده است. تازهترین نمونه این تقلید، مسابقه «کاپیتان» است که از همان آغاز پخش، شباهتهای ساختاری و اجرایی چشمگیری با «عصر جدید»، برنامه محبوب احسان علیخانی در شبکه سه، نشان داد. با وجود موفقیت چشمگیر «عصر جدید» در جذب مخاطب و کشف استعداد، به نظر میرسد «برنامه کاپیتان» در بازآفرینی این فرمول با چالشهای جدی مواجه شده و نتوانسته است جذابیت و اصالت لازم را برای تداوم موفقیت کسب کند. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف انتقادات وارد بر «برنامه کاپیتان» میپردازد.

کاپیتان؛ بازخوانی ناموفق فرمول طلایی عصر جدید
مسابقه «کاپیتان» از لحظه انتشار تیزر تا کنون، سایه سنگین «عصر جدید» احسان علیخانی را بر سر خود احساس کرده است. شرکتکنندگان این برنامه با اجراهایی غالباً ورزشی، فضایی مشابه اجراهای پرهیجان «عصر جدید» را تداعی میکنند، اما با کیفیتی پایینتر. حتی استفاده از «زنگ طلایی» برای صعود مستقیم به مراحل بالاتر، یکی دیگر از کپیبرداریهای آشکار «برنامه کاپیتان» از فرمول موفق «عصر جدید» است. این در حالی است که خود «عصر جدید» در فصلهای پایانیاش با افت نسبی جذابیت روبرو شد و احسان علیخانی نیز بر لزوم بازنگری اساسی و خلق ایدههای نو برای فصلهای آینده تاکید کرد. بنابراین، بازتولید یک فرمت حتی بدون ارتقاء کیفی، نمیتواند مخاطب را هیجانزده کند و به نظر میرسد «برنامه کاپیتان» حرف تازهای برای عرضه ندارد.
نقد ترکیب داوران برنامه کاپیتان: شهرت ورزشی ضامن جذابیت نیست
یکی از برگهای برنده برنامههای استعدادیابی، ترکیب قدرتمند و تعامل مؤثر داوران با یکدیگر، مجری و شرکتکنندگان است. هیئت داوران «برنامه کاپیتان» متشکل از چهرههای نامآشنای ورزشی همچون هادی چوپان (قهرمان بدنسازی جهان)، پژمان درستکار (سرمربی سابق تیم ملی کشتی آزاد) و زهرا کیانی (قهرمان ووشوی ایران) است. در حالی که حضور این ورزشکاران میتواند نقطهقوتی برای برنامه محسوب شود، اما این ترکیب در مجموع به یک تیم داوری «برنده» تبدیل نشده است. از جمله انتقادات وارده به عملکرد داوران میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تحسینهای گاهی اغراقآمیز و غیرواقعی در طول اجراها.
عدم ارائه تحلیلهای عمیق و ارزش افزوده برای ارتقاء سطح اجراها.
فقدان تعامل و گفتگوهای پویا و جذاب میان داوران که از ویژگیهای برجسته برنامههای موفق مشابه است.
در این میان، هادی چوپان اغلب به سمت صحبتهای کلی و حاشیهای میرود، در حالی که نظرات زهرا کیانی و پژمان درستکار کمی دقیقتر و تحلیلیتر به نظر میرسد، اما همچنان از ایجاد یک پویایی مؤثر در میز داوری بازمیماند.
اجرای سینا مهراد و زنگ طلایی در کاپیتان؛ تکرار بیرمق یا ضعف ساختاری؟
نقش مجری در برنامههای استعدادیابی، حیاتی است؛ او باید سکاندار هیجان، تعامل و مدیریت فضای کلی برنامه باشد. سینا مهراد، چهره شناختهشده در عرصه بازیگری، برای اجرای «برنامه کاپیتان» انتخاب شده است. با این حال، او نتوانسته در قامت یک مجری تواناییهای ویژهای از خود نشان دهد. اجرای سرد و عدم تسلط کافی بر فضای مسابقه، از نقاط ضعف اصلی «کاپیتان» محسوب میشود. تلاشهای مهراد برای بالا بردن هیجان برنامه یا مدیریت رایگیری هیئت منصفه نیز غالباً بیثمر میماند و حضورش در «برنامه کاپیتان» کمرنگ و فاقد تاثیرگذاری لازم است. علاوه بر این، طراحی فیزیکی «زنگ طلایی» نیز خود به یک مشکل بدل شده است. فاصله زیاد این زنگ با جایگاه داوران، باعث میشود تا داور برای فشردن آن مسافت قابل توجهی را طی کند و این حرکت، هیجان لحظه طلایی را به شدت کاهش میدهد و حتی شوخیهای مجری در این زمینه نیز نمیتواند آن را جبران کند.
چالشهای کپیبرداری در برنامهسازی تلویزیونی: درسی از سرنوشت برنامه کاپیتان
«برنامه کاپیتان» نه تنها یک نمونه، بلکه نشانهای از یک رویه رایجتر در برنامهسازی تلویزیون ایران است: تکیه بر تقلید به جای نوآوری. در حالی که الهام گرفتن از فرمتهای موفق جهانی امری طبیعی است، اما کپیبرداری صرف بدون بومیسازی خلاقانه، ارتقاء کیفی، و در نظر گرفتن پویاییهای بومی، میتواند به شکست یک برنامه منجر شود. «عصر جدید» احسان علیخانی با وجود آنکه بر پایه فرمتهای جهانی استعدادیابی بنا شده بود، توانست با هوشمندی احسان علیخانی و تیم تولیدش، عناصر ایرانی را با جذابیتهای بصری و محتوایی در هم آمیزد و به پدیدهای کمنظیر در تلویزیون تبدیل شود. در مقابل، «برنامه کاپیتان» نشان میدهد که صرفاً بازتولید ظاهر یک برنامه بدون درک عمیق از عوامل موفقیت و با بهرهگیری از عناصری که خود در کپیبرداری از الگوهای خارجی موفقیت چندانی کسب نکردهاند (مانند ضعف در مجریگری و داوری)، نمیتواند به نتیجهای مطلوب دست یابد. این رویکرد در بلندمدت میتواند به کاهش اعتماد مخاطب به اصالت برنامههای تلویزیونی و نیز کاهش خلاقیت در صنعت برنامهسازی منجر شود. تلویزیون برای حفظ و جذب مخاطب خود نیازمند سرمایهگذاری بر ایدههای نو، تیمهای حرفهای و تولید محتوای بومی با کیفیت بالا است، نه صرفاً تکرار تجربیات گذشته.
مطالب مرتبط
- اعلام اسامی نامزدهای دومین جشنواره ادبی خیر ایران؛ ترویج نیکوکاری در آیینه قلم
- هجدهمین جایزه ادبی جلال آل احمد برگزیدگان خود را شناخت: درخشش داستان و ابهام در نقد ادبی ایران
- کاشان، پایتخت نهجالبلاغه ایران، میزبان آئین باشکوه تجلیل از ۵۰ حافظ کل شد
- سینمای جنگ در فیلمخانه اصفهان روایت تازهای از تاریخ و حافظه جمعی

ریحانه قیاسی، یکی از خبرنگاران پرتلاش و بااستعداد مجله خبری است که با نگاهی دقیق و تحلیلی، به پوشش رویدادهای مهم میپردازد. او با تخصص در حوزههای فرهنگی و اجتماعی، و…همواره سعی دارد تا با گزارشهای عمیق و مصاحبههای تأثیرگذار، صدای اقشار مختلف جامعه باشد.
دقت، پشتکار و علاقه فراوان ریحانه به کارش، او را به یکی از اعضای کلیدی تیم تحریریه تبدیل کرده است. او با قلمی روان و حرفهای، به بررسی مسائل روز میپردازد و مقالاتش همواره مورد توجه خوانندگان قرار میگیرد.